Loading...
زر فروکتوز
آمار بازدید از سایت

  • بازدید امروز: 12094
  • بازدید دیروز: 21098
  • بازدید کل: 24084203

اشتراک خبرنامه

با عضويت در خبرنامه، از آخرين اخبار، مقالات و پيشنهادات ويژه اعضاء مطلع شوید.


تعداد اعضاء: 775 نفر
خواندنی

خنک کردن گاوهای خشک تحت تنش گرمایی، تولید را افزایش دادخنک کردن گاوهای خشک تحت تنش گرمایی، تولید را افزایش داد

محققان دانشگاه فلوریدا دریافتند که گاوهای خشک، به شدت تحت تاثیر تنش گرمایی قرار گرفته و این اثرات تا زمان شیر دهی ادامه می یابد. در این مطالعه، آنها 16 راس گاو را به دو گروه تقسیم کردند:



ادامه »


اخبار شرکت های دام و طیور و آبزیان

طرح ناموفق بنگاههای کوچک زودبازده، بیماری که میتوان آنرا التیام بخشید!

توصیه های یک فعال کارآفرین به مدیران دولتی سازمانها، نهادهای مرتبط با صنعت و آنانی که هنوز دلشان برای این کشور می تپد، برای رونق بخشی روستاها و اشتغال روستائیان کشور در شرایط خشکسالی و بد اقتصادی کنونی (به قلم مهندس غلامرضا کریمی)

طرح ناموفق بنگاههای کوچک زودبازده، بیماری که میتوان آنرا التیام بخشید!

بیش از 30 سال تحمل سختی ناشی از جنگ، تحریم اقتصادی، سوء مدیریت، عدم شایستگی برخی مدیران و تصمیم گیران و مهمتر از همه خشکسالی طاقت فرسا و کمرشکن برای تجربه اندوزی و ترسیم آینده اقتصادی توأم با ریسک کمتر در صنعت دام و طیور کشور کفایت می کند. صنعتی که مانند صنعت خودرو، هم حجم بسیار بالایی از ثروت ملی صرف رشد و توسعه آن گردیده و هم طیف بسیار وسیعی از مردم این سرزمین (به خصوص روستائیان) را مشغول به کار نموده است.

جنگ نه تنها نتوانست مانع رشد صنعتی کشور در زمان خود گردد بلکه همدلی مردم و مسئولان وقت و انگیزه های بالای تک تک مردم این سرزمین سبب بروز پدیده خودباوری و آغاز تحولی اساسی در اندیشه ها گشت که مفهوم آن اینچنین بود: « ما می توانیم» و گواه آن تعبیر فراموش نشدنی رهبر انقلاب در باره جنگ بود « این جنگ برکت است». یادتان باشد که روستائیان چه جوان و چه پیر، نقش بزرگ و پرثمری طی سالهای جنگ تحمیلی داشتند.

تحریم اقتصادی سخت و طاقت فرسا بوده و هست و فرصتهای بادآورده بیشماری را در قالب استفاده از رانتها، توصیه ها و امضاء های طلایی برای برخی فرصت طلبان نااهل بوجود آورده و فرصتهای زیادی را نیز از تولیدکنندگان واقعی در این سرزمین گرفته است، فرصتهایی که می توانست برای بهبود معیشت روستائیان در شرایط بحرانی اقتصادی کنونی که با خشکسالی طولانی نیز توأم گردیده هزینه و صرف گردد.

سوء مدیریت و عدم شایستگی برخی مدیران و تصمیم گیران، نفوظ برخی فرصت طلبان و نوکیسه ها و اتصال و توسل آنها به برخی مدیران بی کفایت شبکه مدیریتی تولید و اقتصاد کشور، هم زیانهای بزرگ اقتصادی را با خود به ارمغان آورد، هم بسیاری از افراد با انگیزه این سرزمین را دلسرد و واخورده کرد و هم سبب ساز برداشت و تلقی فراگیر بسیاری از مردم از ظهور تبعیض و بی عدالتی گردید، موضوعی که دلهای صاف، ساده و بی غل و غش بسیاری از روستائیان این سرزمین را که همواره پشتیبان انقلاب بوده اند نیز، زخم و پردرد نموده است.

خشکسالی طاقت فرسا و کمرشکن، نقل خاطره یک کشاورز سالخورده به زبان عامیانه خودش از 30 سال پیش به خوبی، مهلک و کمرشکن بودن آثار خشکسالی را آشکار می کند:

آنوقت ها آب فراوان بود و گندم، جو، نخود، عدس و برنج می کاشتیم. بخشی از گندم، نخود، عدس و برنج را برای استفاده خانواده مان در طول سال و بخشی از جو را برای گاو و گوسفندانمان کنار می گذاشتیم و بقیه آنها را می فروختیم تا اندوخته ای داشته باشیم. حاشیه کرتهای زمینمان را بادمجان، گوجه، خیار، سبزیجات و هندوانه می کاشتیم. پس از پایان فصل برداشت، گوسفندانمان را در زمین زراعتی می چراندیم و با تغذیه آنها از بقایای برداشت محصول صرفه جویی می کردیم و فرزندانمان نیز در کار مزرعه کمکمان بودند. گوشت، تخم مرغ، شیر، ماست، پنیر و کره نمی خریدیم، نان نمی خریدیم، حبوبات نمی خریدیم. مدفوع حیواناتمان را در تابستان خشک می کردیم و به عنوان منبع سوخت زمستان انبار می کردیم و نیازی به خرید سوخت برای گرمای زمستانمان نداشتیم. نمی دانستیم ماکارونی چیست و خریدهایمان محدود می شد به خرید قند وشکرو چای. مهمان نواز بودیم و نگرانی نیز از پذیرش مهمان نداشتیم. اگر مهمان می آمد سراسیمه نبودیم و در حد وسعمان همه چیز برای پذیرایی آبرومندانه داشتیم و حتی تحفه ای هم به همراهش میکردیم. خلاصه خودمان تولید کننده بودیم. ولی حالا با وقوع خشکسالی و فقدان آب، دیگر قادر به کشت نیستیم، حالا تولید که نداریم هیچ، نان را باید از نانوایی بخریم. گوشت، تخم مرغ، شیر، ماست، پنیر، کره و حبوبات و همه چیزمان را باید از بیرون بخریم و تبدیل به یک مصرف کننده واقعی شده ایم. کاری برای انجام دادن نداریم و اگر کار گیر فرزندانمان بیاید تبدیل به کارگر دیگران می شوند.

تعبیر خاطره و نقل قول عامیانه این کشاورز چنین است که: متاسفانه بخش بسیار بزرگی از نیروی مولد، ثروت آفرین و کارآفرین کشور، خودشان تبدیل به مصرف کننده شده اند.

طی سالهای گذشته، دولتمردان برای کمک به حل معضل بیکار شدن این قشر که قبلا خود مولد بودند، اقدام به صدور مجوز و پرداخت وام برای ایجاد بنگاهها یا کارگاههای تولیدی کوچک زودبازده در جوار و حاشیه روستاهها نمودند که می توانست بسیار مفید واقع شود اما با کمال تاسف این پروژه بزرگ ملی از ابتدا محکوم به شکست شد چرا که طرح مذکور بیش از آنکه تصمیمی عالمانه برای حمایت از اشتغال در روستاها باشد، ژستی سیاسی در جهت جلب توجه در فضای رقابتی جناح بندیهای سیاسی کشور بود.

ماهیت طرح بنگاهها و کارگاههای کوچک زودبازده کمک به اشتغال روستائیان بود، پس الزاما طرحها می بایست در جوار روستاها اجرا می شد، پس طبیعی به نظر می رسید که هم اولویت واگذاریها با روستائیان باشد و هم فاصله محل اجرای طرحها با شهرها انگیزه متقاضیان شهرنشین را برای مشارکت در این طرحها کاهش بدهد. روستائیان از یک سو از دانش و تخصص کافی برای اجرای پروژه های نسبتا بزرگ بهره کمی می بردند و از سوی دیگر کاملا فاقد تجربه عملی طراحی، اجرا و مدیریت تولید در اندازه های بزرگتر بودند و علاوه بر همه اینها فاقد آمادگی لازم برای تزریق سرمایه شخصی در مواقع اضطراری بودند.

به دلایلی که ذکر شد از همان ابتدا می بایست کمیته هایی به نیابت از طرف سازمانهای ذیربط دولتی با حضور توأم متخصصان جوان و متخصصان باسابقه و در آستانه بازنشستگی بخشهای دولتی تشکیل می شد تا بطور رایگان ضمن پشتیبانی فکری، پشتیبانی اداری و پشتیبانی عملیاتی متقاضیان، خلاء آنها را در نبود دانش و تجربه کافی برای پیاده سازی طرحها پوشش می دادند. فقدان کمیته های راهبری تخصصی، سبب شد تا زمان زیادی از وقت متقاضیان در دست اندازهای سازمانها و ادارات مختلف جهت اخذ پاسخ استعلامهای متعدد و زمان بر و نیز اخذ تائیدیه های متعدد تلف شود و در عین حال فقدان این کمیته راهبر و مشاور سبب شد تا بخشهای بزرگی از سرمایه گذاریهای انجام شده نیز بطور نادرست و نابجا هزینه شوند. بطور خلاصه می توان گفت که این طرح بدون مطالعه کافی و درنظر گرفتن الزامات تضمین کننده اجرا و موفقیت طرحها پیش بینی شده بود و مجموع عواملی که ذکر شد، فرجامی محتوم را برای این تلاش فراگیر رقم زدند و در نتیجه:

1- بخش بزرگی از این بنگاهها و کارگاههای کوچک، خیلی زود و در حین اجرا درهم شکسته و نابود شدند.

2- بخش دیگری اجرا شدند ولی به دلایلی که ذکر شد همچنان در این قفس محبوس مانده اند، هم اندوخته هایشان را از دست داده اند و هم به شبکه بانکی بدهکار شده اند و ناامیدانه چشم به آینده دوخته اند.

3- بخش کوچکی نیز با خوش اقبالی به صاحبان علم و تجربه و استعداد و به تعبیر درست تر به کنندگان تولید گره خوردند و در کمال خوشبختی با اجرای موفق طرحشان در حال فعالیتند و حتی دارای قابلیت و استعداد گسترش و توسعه نیز هستند.

نتیجه:

برای بخش اول نمی توان کاری کرد و دیگر کار از کار گذشته است و بخش دوم نیز فی نفسه سرنوشتی به جز سرنوشت بخش اول در انتظارشان نخواهد بود و بزرگترین خدمتی که به ایشان شده است تکرار استمهال بازپرداخت وامهای بانکی و نهایتا بخشودگی سود وامهای دریافتی شان بوده است.

و اما بخش سوم گروهی هستند که طی طوفان 20 ساله خشکسالی و تحریمها و مشکلات بانکی و مهمتر از همه شرایط بسیار دشوار حاکم بر اقتصاد کنونی این کشور توانسته اند بدون تزریق وام و یارانه، زنده مانده و به بقای خود ادامه بدهند. آنها به طور بالقوه کارآفرینان واقعی هستند و کارنامه درخشانی برای خود بوجود آورده اند و یقینا لیاقت اعتماد، توسعه فعالیت و بزرگتر شدن را دارا هستند. بنابراین در میان بنگاههای زودبازده کوچکی که از دل این طرح بیرون آمده و در حال فعالیت هستند، با اولویت بندی زیر:

1) آنانی که از تسهیلات بانکی استفاده نکردند و 2) آنهایی که از تسهیلات بانکی استفاده کرده و به موقع بازپرداخت نمودند. باید به شناسایی این واحدهای موفق پرداخته و با اتکا و اطمینان از موفقیتشان در اجرای طرحهای واگذار شده قبلی، هم وامهای واقعی تولید (با سود بانکی بسیار کم و بازپرداخت طولانی) در اختیارشان گذاشته شود و هم با پادرمیانی دولت، طرحهای نیمه تمام بخش دوم را به جای تزریق مسکنهای هر ساله، با شرایط بسیار سهل در اختیار بخش سوم گذاشته و آنها را متولی و مسئول به موفقیت رساندنشان کنند.

در واقع می توان چنین تعبیر کرد که این گروه (بخش سوم) آنهایی هستند که در یک امتحان طولانی 20 ساله در کوران مشکلات، امتحانشان را بخوبی پس داده و موفق بوده اند. می توان چنین تعبیر کرد که این بخش، شاگردان ممتاز یک امتحان بسیار سخت و طولانی بوده اند، صاحبان هوش، استعداد و توان مدیریتی بالا هستند و برای جلب اعتماد در جهت به تحقق رساندن طرحهای تولیدی در قالب بنگاههای تولیدی اقتصادی در مناطق روستایی و اشتغال روستائیان از شایستگی لازم و کافی به ضمانت تلاش و تجربه منتهی به موفقیتشان برخوردارند و به نوعی می توان این گروه را چنین تعریف کرد: یک ثروت ملی که شایستگی اعتماد و دراختیارگذاری همه جانبه حمایت دولتی را برای دعوت شدن به اجرای طرحهای تولیدی اقتصادی در راستای عمران و آبادی روستاهها و اشتغال روستائیان دارا هستند.




ارسال نظر

* لطفا فقط مرتبط با مطلب فوق نظر بدهید. در غیر این صورت ممکن است نظرتان منتشر نشود.

* آدرس ایمیل شما توسط دیگران قابل مشاهده نخواهد بود.


(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)